کد خبر: 239

تاریخ انتشار: 2020-05-30

برخورد امام علی(ع) با زنی در خیابان که به رهبر جامعه اسلامی توهین کرد و ناسزا گفت

گزارش خبرآنلاین به نقل از کتاب «مناقب آل ابیطالب» را درباره برخورد تند و اهانت آمیز یک زن با امام علی(ع) را به عنوان رهبر جامعه اسلامی در زیر می خوانید:روزی امیرالمؤمنین (ع) زنی را دید که در خیابان مشک آبی به دوش گرفته و به سختی آن را به سوی خانه می برد. آن […]

گزارش خبرآنلاین به نقل از کتاب «مناقب آل ابیطالب» را درباره برخورد تند و اهانت آمیز یک زن با امام علی(ع) را به عنوان رهبر جامعه اسلامی در زیر می خوانید:
روزی امیرالمؤمنین (ع) زنی را دید که در خیابان مشک آبی به دوش گرفته و به سختی آن را به سوی خانه می برد. آن حضرت به سمت او رفت و مشک آب را از او گرفت و به خانه آن زن بُرد. وقتی بارش را به خانه رساند، آنگاه از حال زن پرسید.
زن که علی(ع) را نمی شناخت با تندی به امیرالمومنین که حاکم و خلیفه جامعه اسلامی بود، توهین کرد و گفت:
خدا علی بن ابی‌طالب را لعنت کند که شوهر مرا به جنگ نظامی فرستاد تا آنجا کشته شد و چند طفل یتیم برای من گذاشت. احتیاج مرا وادار کرده است تا برای مردم کار کنم تا زندگی خود و اطفالم را تأمین کنم.
امام علی (ع) از آنجا بازگشت. سپس زنبیلی پز از طعام برداشت و قصد خانه زن کرد. بعضی از یارانش به امام گفتند:
بگذارید ما ببریم.
امام فرمود: کیست که بار مرا در قیامت بردارد؟

چون به در خانه زن رسید، زن پرسید: کیستی؟
فرمود:
همان بنده خدا هستم که مشک آب را برای تو آوردم، در را باز کن، برای بچه هایت طعام آورده ام.
زن گفت:
خدا از تو راضی باشد و حساب من را در قیامت با علی بن ابیطالب روشن کند.

امام علی (ع) داخل شد، فرمود:
من کسب ثواب را دوست دارم، می خواهی تو خمیر کن و نان بپز و من بچه ها را آرام کنم و یا من خمیر کنم و تو آنها را آرام کنی؟
زن گفت:
من به نان پختن آگاهتر، و شروع به خمیر گرفتن کرد.

امام علی (ع) گوشت را آماده کرد و لقمه لقمه به دهان اطفال می گذاشت و به هر یک می فرمود:
«علی را حلال کنید که در حق شما کوتاهی شده است.»

چون خمیر آماده شد، زن گفت: بنده خدا تنور را آتش کن.

امام علی(ع) تنور را آتش کرد، وقتی حرارت شعله به چهره آن حضرت رسید، فرمود:
بچش حرارت آتش را این سزای کسی است که در سایه حکومتش از زنان بیوه و اطفال یتیم بی خبر باشد.

در این میان زنی از زنان همسایه داخل خانه شد. او امیرالمومنین (ع) را می شناخت، فوراً به زن صاحب خانه گفت:
وای بر تو این کیست که برای تو تنور را آتش می کند؟
زن جواب داد:
مردی است که به اطفال من رحم کرده است.
زن همسایه گفت:
وای بر تو این بزرگ، علی بن ابیطالب، امیرالمومنین و خلیفه مسلمین است.

آن زن چون امام علی (ع) را شناخت، پیش دوید و گفت: « واحَیائی مِنکَ یا اَمیرالمؤمنین »: «ای امیرمؤمنان از شرمندگی آتش گرفتم، مرا ببخشید».

امام علی (ع) فرمود: « بَل واحیائی مِنکِ یا اَمهَ اللهِ فیما قَصرتُ فی حقَّکِ »: « ای زن، این منم که در حق تو کوتاهی کرده ام و این منم که از تو شرمنده ام.»

/۶۲۶۲

ارسال دیدگاه

*

code