کد خبر: 405

تاریخ انتشار: 2020-09-09

داستان ثبت اولین عکس واقعی از سیاهچاله

بسیاری از مردم نسبت به انتشار این تصویر واکنش نشان دادند ، اما سوالی که برای بیشتر افراد ایجاد شد این است که چرا این تصویر واضح نیست و چندین س otherال دیگر؛ اما به جای دیدن نیمه خالی لیوان ، بد نیست که به نیمه پر و بسیار مهم نگاه کنیم ، و آن […]

بسیاری از مردم نسبت به انتشار این تصویر واکنش نشان دادند ، اما سوالی که برای بیشتر افراد ایجاد شد این است که چرا این تصویر واضح نیست و چندین س otherال دیگر؛ اما به جای دیدن نیمه خالی لیوان ، بد نیست که به نیمه پر و بسیار مهم نگاه کنیم ، و آن این است که ما افراد خوش شانس هستیم زیرا شاید تاکنون ۱۰۰ میلیارد نفر در کره زمین زندگی کرده اند ، اما فقط ما شانس گرفتن اولین عکس را داشت. واقعیت را از سیاه چاله ببینید.

در دهم آوریل سال جاری ، یک واقعه قابل توجه در نجوم رخ داد و دانشمندانی که سالها تلاش می کردند تصویری از سیاهچاله را ثبت کنند ، سرانجام موفق شدند. برای اولین بار در تاریخ ، ستاره شناسان با تلسکوپ افق رویداد تصویری از سیاهچاله ای را که اکنون Pōwehi نامیده می شود ، ثبت کردند. نام این سیاهچاله در هاوایی به معنی "منبع تاریک آراسته آفرینش بی پایان" است.

قطر سیاه چاله Pōwehi 40 میلیارد کیلومتر است و در کهکشان دوردست واقع شده است. به لطف تلسکوپ Event Horizon ، اکنون انسان ها قادر به دیدن اولین تصویر از افق رویداد یک سیاهچاله در ۵۰۰ میلیون تریلیون کیلومتری زمین هستند.

بدون شک سیاهچاله ها یکی از جذاب ترین ، مهیج ترین و مرموزترین پدیده های جهان هستند. این پدیده برای ستاره شناسان و اخترفیزیکدانان نیز بسیار مرموز است ، به همین دلیل است که آنها حدود نیم قرن در حال بررسی آنها هستند.

دانشمندان اکنون باید از آلبرت انیشتین ، که برای اولین بار احتمال وجود سیاهچاله ها را با تئوری های گرانش پیشنهاد کرد ، تشکر ویژه کنند.

سیاه چاله ها چیست؟

به زبان ساده ، وقتی ستاره های سیاه در پایان چرخه زندگی خود سقوط گرانشی را تجربه می کنند ، سیاهچاله ها تشکیل می شوند. مدتها پس از اینکه ستاره ها آخرین سوخت هیدروژن خود را از دست داده و در اندازه استاندارد خود معروف به مرحله "شاخه غول شاخه" معروف شدند ، لایه های بیرونی آن دچار انفجار چشمگیری به نام "ابرنواختر" می شوند.

شاخه غول سرخ (RGB) بخشی از "شاخه غول پیکر" است که در آن ستاره های عظیم واقع شده اند و قبل از احتراق هلیوم در طی تکامل ستاره ها رخ می دهد.

در ستاره های کم جرم ، این انفجار از یک ستاره بسیار متراکم عبور می کند که به "ستاره نوترونی" معروف است ، اما در مورد ستاره های عظیم ، این داستان متفاوت است زیرا سقوط و انفجار فقط یک جرم فشرده است که قادر به تغییر شکل است. فضا – زمان از اطراف خودش می گذرد.

میدان گرانشی سیاهچاله آنقدر قوی است که هیچ چیز ، حتی ذرات زیر اتمی یا تابش الکترومغناطیسی (مانند نور) نمی توانند از آن فرار کنند. مرز خارجی سیاهچاله ای که هیچ چیز از آن نمی تواند برگردد "افق رویداد" نامیده می شود. افق رویداد در نسبیت عام آلبرت انیشتین ناحیه ای از فضا-زمان است که تمام مرزهای فضا به شدت تحت تأثیر سیاهچاله قرار می گیرند و اگر جسمی وارد این منطقه شود ، سرانجام به تکینگی آن می افتد سیاه چاله. در افق رویداد ، هیچ چیز فرار نمی کند یا دیده نمی شود. هر چیزی (ماده یا انرژی) که از این مرز عبور کند ، فشرده می شود ، در این منطقه انحنای فضا-زمان بی نهایت می شود ، به عبارت دیگر میدان گرانش به بی نهایت می رسد ، این منطقه در مرکز سیاهچاله را تکینگی می نامند. .

سیاهچاله ها در اندازه های مختلفی وجود دارند به طوری که هرچه ستاره عظیم تر باشد ، می تواند سیاهچاله های ستاره ای بیشتری ایجاد کند که از نظر جرم از ۱۰ تا ۱۰۰ برابر جرم خورشید متفاوت است. سیاهچاله ستاره ای سیاهچاله ای است که عمدتا در اثر سقوط گرانشی ستاره ای با جرم معمولی ایجاد می شود و می تواند جرمی پنج تا ده برابر خورشید داشته باشد. بعضی از سیاه چاله های ستاره ای ممکن است بزرگ باشند زیرا در هم ادغام می شوند. این ادغام ها امواج گرانشی را تولید می کنند که انیشتین در نظریه نسبیت عام خود نیز پیش بینی کرد ، در آن گفت که این یک موج در فضا-زمان ایجاد می کند.

دانشمندان اخیراً به لطف ویژگی هایی مانند "رصدخانه موج گرانشی تداخل لیزری" یا "LIGO" توانسته اند این امواج را تشخیص دهند. رصدخانه موج گرانشی تداخل لیزر یک آزمایش بزرگ فیزیکی است که با هدف شناسایی مستقیم امواج گرانشی انجام می شود.

دانشمندان بر این باورند که فرآیند ادغام "سیاهچاله ماکروماشین" (SMBH) را در مرکز بیشتر کهکشانهای مارپیچی و بیضوی ایجاد می کند. به گفته آنها ، وقتی ادغام کهکشانی اتفاق می افتد ، این "سیاهچاله های عظیم" نیز به هم می رسند و حتی بزرگتر می شوند.

قوس الف * که به عنوان نزدیکترین سیاه چاله بزرگ شناخته می شود ، حدود ۲۶۰۰۰ سال نوری از منظومه شمسی در مرکز کهکشان ما ، نزدیک صورت فلکی قوس و عقرب فاصله دارد. دارد.

این سیاهچاله ابرجرم حدود چهار میلیون برابر جرم خورشید است و یکی از معدود سیاه چاله هایی است که اخترشناسان می توانند به دلیل مجاورت آن مشاهده کنند.

فاصله سیاهچاله قوس * از زمین

سیاهچاله "Pōwehi" یا "قوس" در کهکشان موسوم به M87 واقع شده است و ۵۵ میلیون سال نوری از ما فاصله دارد. سال نوری یکی از واحدهایی است که مخفف "ly" است و برای اندازه گیری طول یا طول استفاده می شود که بیشتر در محاسبات مربوط به کیهان شناسی و نجوم استفاده می شود. سال نوری به فاصله ای که نور طی یک سال در خلا پیموده و تقریباً برابر با ۹ pp (9 pm) است ، معادل ۹،۴۶۰،۷۳۰،۴۷۲،۵۸۰،۸۰۰ متر یا تقریباً ۵/۹ هزار متر تعریف می شود. می شود یک میلیارد کیلومتر. اگر این عدد را در ۵۵ ضرب کنیم ، فاصله نجومی این سیاهچاله از زمین را بدست می آوریم.

در این تعریف ، دو عامل سرعت نور در خلاuum و مدت زمان یک سال دخیل هستند. در حال حاضر ، زمان دقیق سال برای محاسبه میزان سالهای نوری در سطح بین المللی تعریف نشده است و تنها توصیه های مبتنی بر استفاده از سال رومی (جولیان) توسط اتحادیه بین المللی نجوم ارائه شده است. طبق این توصیه ، یک سال برابر با ۳۶۵٫۲۵ روز است که معادل ۸۶۴۰۰ ثانیه در روز است که با در نظر گرفتن تعریف سرعت نور ۲۹۹،۷۹۲،۴۵۸ متر بر ثانیه ، برابر است با فاصله سالهای نوری برابر با ۴٫۴۶۰٫۹٫ ۷۳۰،۴۷۲،۵۸۰،۸۰۰ متر خواهد بود.

طبقه بندی سیاهچاله ها

سیاهچاله ها بر اساس سه ویژگی جرم ، چرخش و بار طبقه بندی می شوند. دانشمندان بر اساس این ویژگی ها چهار نوع سیاهچاله را شناسایی کرده اند. نوع اول آن سیاه چاله های ابتدایی است که قطر آنها کمتر از یک دهم میلی متر است و جرمی برابر با زمین دارند.

اولین سیاهچاله های یک کلاس صرفاً سیاهچاله های فرضی هستند و اعتقاد بر این است که اندکی پس از انفجار بزرگ شکل گرفته اند. طبق نظریه ای که استیون هاوكینگ در سال ۱۹۷۲ پیشنهاد كرد ، این سیاهچاله ها می توانند مسئول ایجاد "جرم از دست رفته" (ماده تاریك) جهان باشند.

نوع دوم یک سیاهچاله ستاره ای است ، تقریباً ۴ تا ۱۵ برابر جرم خورشید ، و از یک ستاره عظیم تشکیل شده است که در پایان عمر خود فروپاشی هسته ای را تجربه کرده است.

نوع سوم سیاهچاله جرم متوسط ​​است ، که از انفجار ابرنواختر پدید آمده و وقتی مقدار زیادی ماده آن را می بلعد ، جرمی بزرگتر از سیاهچاله ستاره ای دارد و کمتر از یک سیاهچاله بزرگ است.

آخرین نوع سیاه چاله های عظیم است که در بیشتر مراکز بزرگترین کهکشان ها وجود دارد و جرم آنها بسته به اندازه کهکشان میلیون ها تا میلیاردها برابر خورشید است.

البته سیاهچاله هایی وجود دارد که فقط براساس یکی از سه ویژگی ذکر شده شناخته می شوند ، یکی از آنها "سیاه چاله شوارتزشیلد" است که هیچ چرخشی ندارد و هیچ بار الکتریکی ندارد و فقط از نظر جرم شناخته می شود. است. نوع دیگر سیاهچاله "سیاه چاله" است و به سیاهچاله چرخان معروف است زیرا می چرخد ​​اما فاقد بار الکتریکی است. نوع آخر نیز "سیاه چاله شارژ شده" نامیده می شود زیرا همانطور که از نام آن پیداست دارای شارژ است اما نمی چرخد.

تاریخچه سیاهچاله ها

در سال ۱۹۱۵ ، آلبرت انیشتین با طرح سوراخهای کرم در قلب سیاهچاله ها ، نشان داد که سیاهچاله ها می توانند پلی برای جهان های دیگر باشند و برای اولین بار وجود سیاهچاله ها را در نظریه "نسبیت عام" خود مطرح کرد. نظریه آلبرت انیشتین در مورد "نسبیت عام" گرانش را به عنوان یک عامل هندسی و نه یک نیرو بررسی می کند. در این نظریه ، فضا-زمان توسط "هندسه ریمانی" (شاخه ای از هندسه دیفرانسیل) بررسی می شود.

در سال ۱۹۱۶ کارل شوارتزشیلد فیزیکدان و ستاره شناس آلمانی اولین کسی بود که با استفاده از نظریه نسبیت عام چنین وضعیتی را توصیف کرد. شوارتزشیلد در محاسبات خود نتیجه گرفت که نقطه تکینگی فضا-زمان را سوراخ می کند. او معتقد بود که یک نقطه واحد در فضا چنان سوراخ عمیقی ایجاد می کند که حتی سرعت نور نیز برای فرار از آن کافی نیست. به همین منظور شوارتزیلد نظریه ای به نام شعاع شوارتزشیلد را ارائه داد. در سال ۱۹۱۶ شوارتز شیلد پاسخی به نظریه نسبیت عام انیشتین یافت که نمایانگر یک سیاهچاله کروی است.

وی نشان داد که اگر جرم یک ستاره در یک منطقه به اندازه کافی کوچک متمرکز شود ، میدان گرانشی سطح ستاره آنقدر قوی خواهد بود که حتی نور نیز نمی تواند از آن فرار کند. این همان چیزی است که اکنون آن را سیاهچاله می نامیم ، منطقه ای از فضا-زمان که محدود به افق رویداد است و از آن چیزی ، مانند نور ، می تواند به یک ناظر دور برسد. شعاع Schwarzschild شعاعی است که توسط معادلات متریک سیاهچاله ها تعیین می شود. شعاع Schwarzsilder نامی است که به شعاعی در فیزیک گفته می شود که در آن همه اشیا with با هر جسمی که وارد می شوند ، در مکانی به نام نقطه گرانش به نام نقطه گرانش دور هم جمع می شوند. شعاع شوارتزشیلد را افق رویداد می نامند. طبق معیار سپر شوارتز ، هرگاه شعاع شیئی از شعاع خود سپر شوارتز کمتر باشد ، به سیاهچاله تبدیل می شود. یعنی سایر اجسام قبل از رسیدن به سطح جسم به شعاع سپر شوارتز جذب می شوند ، اما اگر شعاع سپر شوارتز در داخل بدن باشد ، یعنی کوچکتر از شعاع آن باشد ، آن جسم ویژگی های سیاه را ندارد سوراخ

سالها بعد ، در سال ۱۹۳۱ ، این امر توسط اخترفیزیکدان هندی-آمریکایی Subrahmanyan Chandrasekhar دنبال شد ، که حداکثر جرم یک ستاره کوتوله سفید / نوترون را قبل از سقوط در سیاهچاله محاسبه کرد. این محاسبات به "حد محدود چاندرساخار" معروف است. حد Chandraskhar نامی در نجوم است که وضعیت یک ستاره را پس از انفجار تعیین می کند ، بنابراین اگر جرم هسته ستاره پس از انفجار کمتر از حد Chandraskar باشد ، هسته ستاره به یک کوتوله سفید تغییر دهید (خورشید در این گروه قرار می گیرد). هسته ستاره به یک ستاره نوترونی یا سیاهچاله تبدیل می شود. این مقدار توسط فیزیکدان هندی Sobraman Chandraskhar بدست آمده است. این مقدار تقریبا برابر با ۱٫۴ جرم خورشید است.

وی دریافت که اگر سوخت یک ستاره تمام شود و چرخه تولید عناصر سنگین تر متوقف شود ، فشار گرانش عظیم آن در یک نقطه متمرکز می شود و باعث "فروپاشی" فضا-زمان می شود. اگرچه این سه دانشمند تلاشهای چشمگیری برای درک سیاهچاله انجام دادند ، اما تکینگی اخترفیزیک در بهترین حالت بسیار نادر در نظر گرفته شد.

در همان سال ، کارل گانسکی ، فیزیکدان و ستاره شناس رادیویی آمریکایی رادیو که برای بسیاری "پدر نجوم رادیویی" شناخته می شود ، سیگنال رادیویی را از مرکز کهکشان راه شیری در جهت صورت فلکی قوس کشف کرد. کرد این منبع رادیویی بعداً به سیاهچاله کلان جرم قوس معروف شد.

دهه ۱۹۶۰ آغاز "عصر طلایی نسبیت عام" بود که در آن نسبیت عام و سیاهچاله ها مرکز تحقیقات علمی قرار گرفتند. به عنوان مثال ، در سال ۱۹۶۷ ، جوسلین بل برنل تپ اخترها را کشف کرد و در سال ۱۹۶۹ نشان داد که آنها در حال چرخش ستاره های نوترونی هستند که با سرعت بسیار بالایی می چرخند و دارای پالس های انرژی تابشی در امتداد خطوط میدان مغناطیسی هستند. آنها قوی را گسترش می دهند. برخی از مبدل های حرارتی نیز اشعه ایکس ساطع می کنند. ستارگان نوترونی در واقع بقایای هسته های ستاره ای در حال انفجار هستند که دارای ابعاد کوچک و چگالی بسیار زیاد هستند.

در اوایل دهه ۱۹۷۰ ، استیون هاوکینگ ، فیزیکدان مشهور انگلیسی ، و تحقیقات او با سایر فیزیکدانان نظری منجر به ترمودینامیک سیاهچاله شد. مانند ترمودینامیک ، این قوانین رابطه بین جرم و انرژی ، منطقه و آنتروپی و گرانش و دما را بیان می کنند.

ترمودینامیک سیاهچاله شاخه ای از فیزیک است که قوانین ترمودینامیک را در افق رویداد سیاهچاله مطالعه می کند. همانطور که مطالعه مکانیک آماری تابش سیاهچاله منجر به ظهور نظریه مکانیک کوانتوم شد ، تلاش برای درک مکانیک آماری سیاهچاله ها تأثیر عمیقی در درک جاذبه کوانتوم داشت که در نهایت منجر به فرمول بندی شد از اصل هولوگرافی

هاوکینگ معتقد بود که سیاهچاله ها داغ هستند و از آنجا که اجسام داغ گرما از دست می دهند ، در نهایت تبخیر شده و از بین می روند. در سال ۱۹۷۰ دانشمندی به نام جیکوب بکنشتاین پیشنهاد کرد که آنتروپی سیاهچاله ها مربوط به منطقه ای در سیاهچاله است که افق رویداد نامیده می شود و حداکثر آنتروپی سیاهچاله دارای اندازه مشخصی است. در فیزیک نظری ، تئوری میدان کوانتوم (QFT) یک چارچوب نظری برای ساخت مدل های مکانیکی کوانتوم ذرات فرعی در فیزیک ذرات و شبه ذرات در فیزیک ماده چگال است. یک تئوری میدان کوانتومی ذرات را به صورت حالاتی که از میدان فیزیکی فیزیکی برانگیخته می شوند ، می بیند ، از این رو این ذرات را میدان های «کوانتومی» می نامند. کار هاوکینگ به توضیح نتایج جیکوب بکنشتاین کمک کرد و در سال ۱۹۷۴ هاوکینگ نظریه سیاه چاله ها را ارائه داد که اظهار داشت علی رغم جاذبه عظیم و جرم این هیولاهای فضایی ، امواج رادیویی می توانند آنها را تحت شرایط خاصی به دام بیندازند. آنها به فضا فرستاده می شوند.

نظریه هاوکینگ تشعشعات جسم سیاه است که پیش بینی می شود به دلیل اثر کوانتومی نزدیک افق رویداد از یک سیاهچاله ساطع شود. این نظریه بر اساس نظریه میدانهای کوانتوم و نسبیت عام انیشتین بود.

تابش هاوکینگ باعث کاهش جرم و انرژی یک سیاهچاله می شود که به تبخیر سیاهچاله معروف است. در نتیجه ، سیاه چاله هایی که جرم آنها به هیچ وجه افزایش نمی یابد ، با گذشت زمان کاهش می یابد و سرانجام از بین می رود. پیش بینی می شود سیاهچاله های ریز نسبت به سیاهچاله های بزرگتر تابش بیشتری دارند. بنابراین سریعتر جمع شده و از بین می رود.

هاوکینگ در مقاله خود تلاش کرد تا بفهمد اجسامی که در سیاه چاله قرار می گیرند چه اتفاقی می افتد. وی در سال ۲۰۱۵ اعلام کرد که سیاهچاله ها در اصل "خاکستری" بوده اند. در مقاله جدید ، هاوکینگ و همکارانش اظهار داشتند که اگر اطلاعات توسط سیاه چاله ها بلعیده شود ، آنتروپی آنها تغییر خواهد کرد.

وی گفت: یک سیاهچاله کوچک به اندازه یک کوه ۱۰ میلیون مگاوات اشعه ایکس و اشعه گاما ساطع می کند ، که برای تأمین انرژی کل جهان کافی است. خود هاوكینگ هشدار داد كه استفاده از این انرژی برای تحت کنترل درآوردن به اصطلاح سیاهچاله بدون آسیب رساندن به انسان و تخریب تمدن بشری احتمالاً بسیار دشوار خواهد بود. یک راه حل قرار دادن سیاهچاله در مدار زمین در فاصله مناسب از ما است تا بتواند از انرژی ساطع شده آن استفاده کند.

پای یک زن همیشه درگیر است

کیتی بومن محققی است که توانست با کشف یک الگوریتم به ثبت اولین تصویر رسمی از سیاهچاله کمک کند.

کیتی بومن ، محقق تحصیلات تکمیلی در دانشگاه اموی ، در سال ۲۰۱۷ الگوریتمی برای تلسکوپ Event Horizon ایجاد کرد که در نهایت منجر به اولین تصویر سیاهچاله به نام قوس A شد.

تصویر رسمی این سیاهچاله پس از سال ۱۰۴ نه تنها نظریه نسبیت عام انیشتین را اثبات کرد ، بلکه بار دیگر نبوغ آلبرت انیشتین را به تمام جهان نشان داد. اکنون باید منتظر اثبات نظریه کرم چاله و سفر در زمان نیز باشیم.

چاله سیاه چگونه شناسایی شد؟

از آنجا که سیاهچاله ها هیچ انرژی را منعکس نمی کنند و هیچ چیز (حتی نور) نمی تواند از آنها فرار کند ، شناسایی آنها بسیار دشوار بود. با این وجود ، برای دهه ها دانشمندان توانسته اند با مطالعه آن اطلاعات مربوط به جهان اطراف سیاهچاله را به دست آورند.

آنها تأثیر جاذبه سیاهچاله ها را بر روی ستاره های مجاور و اجرام آسمانی اطراف مطالعه کردند. به عنوان مثال ، از سال ۱۹۹۵ ، منجمان حرکات ۹۰ ستاره را که به دور یک قوس در حال چرخش هستند ردیابی می کنند.

ستاره شناسان بر اساس مدار خود توانستند نتیجه بگیرند که جرم قوس * حداقل ۲٫۶ میلیون برابر خورشید دارد که بعداً به ۴٫۳ میلیون جرم تغییر کرد. یکی از ستاره هایی که آنها مطالعه کردند ستاره ای به نام "S2" بود.

این ستاره از نزدیک با سیاهچاله ها در ارتباط بود زیرا مانند سیاهچاله ها دارای اشعه ماوراlet بنفش ، اشعه ایکس ، طول موج اشعه گاما و نسبیت زیاد بود و دقیقاً وقتی ماده ای به مدار اطراف سیاهچاله می افتاد ، به نظر می رسید که یک سیاهچاله است . دیسک در اطراف سیاهچاله کار می کرد.

نیروی جاذبه قوی سیاهچاله ، انرژی را به این دیسک منتقل کرده و باعث چرخش سریع و گرم شدن با اصطکاک می شود. این امر باعث می شود مواد موجود در دیسک به صورت تابش الکترومغناطیسی در طول موج های مختلف انرژی ساطع کنند.

فناوری هایی که امکان ثبت این تصاویر را برای دانشمندان امکان پذیر کرده بودند ، ابزارهای بسیار حساس و پیشرفته ترین تلسکوپ هایی بودند که قادر به ثبت تصاویری از دنیای ما در قسمت های قابل مشاهده و نامرئی و در طیف های مختلف بودند.

در طول این پروژه مهم ، دانشمندان از تلسکوپ افق رویداد استفاده کردند. این تلسکوپ از تعداد زیادی رصدخانه رادیویی یا تلسکوپ رادیویی در سراسر جهان تشکیل شده است تا کار ایجاد یک تلسکوپ بزرگ (به اندازه زمین) با حساسیت و وضوح بالا را ایجاد کند. این تلسکوپ از تکنیک تداخل سنجی پایه بسیار طولانی (VLBI) و بسیاری از آنتن های رادیویی مستقل با فاصله صدها یا هزاران مایل استفاده می کند و می تواند به طور همزمان برای ایجاد یک تلسکوپ مجازی با قطر موثر کل کره زمین استفاده شود. او انجام می دهد

تصویر سیاهچاله دستگیر شده توسط شبکه ای از هشت تلسکوپ در سراسر جهان ثبت شده است.

اسامی هشت تلسکوپی که موفق به ثبت تصویر این سیاهچاله شدند:

۱٫ آرایه میلی متر بزرگ آتاکاما

۲. آزمایش Atacama Pathfinder

۳٫ تلسکوپ ساب میلیمتر هاینریش هرتز

۴٫ رادیو تلسکوپ "رادیو تلسکوپ ۳۰ میلی متری IRAM"

۵٫ تلسکوپ جیمز کلرک مکسول

۶٫ تلسکوپ بزرگ میلی متر (LMT)

۷٫ تلسکوپ قطب جنوب

۸٫ تلسکوپ رادیویی "آرایه زیر میلی متر"

دانشمندان توسط این تلسکوپ قابل تصویری هستند این سیاه چاله را در کشکان به نام M87 که بنا به گفته دانش آموزان از کل منظره شمسی بزرگتر است ، ثبت می کنند. جرم این سیاه چاله ۶٫۵ برابر است برابر خورشید است و یکی از سنگین ترین سیاه چاله های است که گمان می کند وجود داشته باشد. مسیه ۸۷ یا M۸۷ بزرگترین کهکشان در بخش شمالی خوشه سنبله است که در فاصله ۶۰ میلیون سال نوری از ما قرار دارد.

داده های پس از جمع آوری توسط دانشمندان ، سپس به هارد دیسک ها ارسال و توسط هواپیما به رصدخانه MIT Haystack در ماساچوست ، ایالات متحده آمریکا ، و ماسه ماکس پلانک رادیو نجوم ، بن آلمان منتقل شد. پس از آن ، داده ها به صورت متقاطع و با استفاده از ۸۰۰۰ کامپیوتر که توسط یک شبکه ۴۰ گیگابایت / ثانیه متصل می شود مورد نیاز تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

در حالي كه انتظار داشتيد تصوير خود را از كمان اي * در آوريل ۲۰۱ در منتشر كنيد ، اين امر به دليل تلسكوپ قطب جنوب كه در زمستان (آوريل تا اكتبر) بسته بود ، به تعويق افتتاح شده است. این باعث شده تا پردازش داده ها به تعویق افتتاح شود و به همین دلیل تصویری از ۱۰ آوریل ۲۰۱۹ منتشر شد.

۵۶۵۶

ارسال دیدگاه

*

code